محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

410

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

تاريك از او پنهان نيستند . » و نيز « درك و شعور آدمى به حقيقت او دست نمىيابد و كوششها او را پنهان نمىكند . چرا كه آفريدگار غير از آفريدگان است و گذارنده حد و اندازه ، غير از كسى است كه حد و اندازه داده شده است و پروردگار غير از پرورده‌ها است . » « 1 » ( لم يقرب من الأشياء بالتصاق ) چسبندگى و پيوند از ويژگىهاى اجسام است و خداوند از آنها منزه و به دور است . خداوند از راه تدبير و لطف و عنايت به پديده‌ها نزديك مىشود . ( و لم يبعد عنها بافتراق ) دورى خداوند از آفريده‌ها ، دورى مكانى نيست ؛ بلكه ذات و صفاتش از ديگران پنهان و دور است . ( و لا يخفى عليه ) هيچ‌چيز از زمان و مكان و . . . براى او پنهان نيست . ( يتفيّأ عليه القمر المنير ) واژه « يتفيأ » به معناى دگرگونى ماه و پذيرش حالت‌هاى مختلف غروب و طلوع و هلال و بدر شدن است . ضمير « عليه » به « غسق » به معناى شب بازمىگردد . اين بند مىگويد كه ماه بر سياهى شب پرتو افكنده و آن را زايل مىكند ؛ همان‌گونه كه خورشيد بر سايه پرتو افكنده و آن را از بين مىبرد . ( و تعقبه الشّمس ) خورشيد پس از ماه طلوع مىكند . ( و تقلّب الأزمنة و الدّهور ) روزها يكى پس از ديگرى مىگذرند و شب‌ها پياپى مىآيند و مىروند و گردش زمين به پيدايش شب و روز مىانجامد . ( قبل كلّ غاية و مدّة ) خداوند بود و هيچ‌چيز با او نبود .

--> ( 1 ) . نهج البلاغه : خطبه 178 .